تبلیغات
nice storys

nice storys
مهم نیست زندگی رو چجوری شروع کنی...مهم اینه که چجوری تمومش کنی.... 
قالب وبلاگ

شلام شلام

با پارت بعدی اومدم

به خدا به زور نت گیر اوردم ... با 100000 اصرار و تمنا.....

خوب حالا برین بخونین و نظرات و انتقادات و پیشنهاداتتونو بهم بدین تا این همه اصرار من هدر نره

حالا ادامههههههه

بلند شدم که برم مسخره شون کنم که جنی گفت کجا میری؟

من:میرم مسخره شون کنم!!

جنی :چی؟

من:آخه این حرکتو من یاد گرفتم و اونا نه..

جنی:این حرکت خیلی سخته آخه...حق دارن بیچاره ها..

من:کجاش سخته؟این که خیلی آسونه بیا بریم نشونت بدم...

رفتم پیششون...

من:وای که شما چقد گیرندتون ضعیفههه!!من یاد گرفتم این حرکتو شما نه؟؟؟

بیبی:برو بابا این سخت ترین حرکته که تو تمام دوره ی خوانندگیم خواستم انجام بدم...

من:خو مشکل از خنگیته گلمم!

جونگ مین:هییییی خنگگ؟یعنی ما خنگیم؟وایسا تا حسابتو برسم...

خندیدم و زود دوییدم و فرار کردم ..دور سالنو دویید دنبالم...

جونگ مین:وایسا تا نشونت بدم کی خنگهه؟خنگ ماییم یا تو؟

یهو وایسادم و برگشتم با فاصله چند سانتی که بهم بخوره جا خالی دادم و محکم خورد زمین...

یهو همه زدن زیر خنده...

هه هه هه هه حقت بود تا تو کاری به کار من نداشته باشی..مگه چی گفتم؟؟ میگن حرف حق تلخه!

حالا بیا نشونت بدم که من فقط با نگاه کردنه نیم ساعته میتونم حرکتو برم و شما با تمرین 4ساعته نمیتونین حرکتو برین..؟

بلند شدم رفتم جلو آینه وایسادم..به یونگ سنگ گفتم آهنگتونو از همونجا بیار...

شروع کردم به رقصیدن..دقیق همون حرکاتو...خیلی هم بهتر...بدنم خیلی انعطاف پذیر بود...مونده بودم چرا؟نکنه واقعا رقاص بود؟نمیدونم؟شاید!!!

تموم که شد نگاشون کردم...دهنشون از تعجب باز مونده بود...

هیون:تو واقعا حرکتو انجام دادی!!!

کیو:خدای رقصی ها...انعطافو....واااااییی!!!

یونگ سنگ:تو واقعا رقاصی فکر کنم؟؟ آخه این کارا از یه آدم عادی بعیده...

من:نمیدونم؟شاید؟من که هیچی یادم نمیاد...

رو به جونگ مین کردم و گفتم:حالا چی؟حق داشتم بگم خنگ؟؟؟؟

حالا کی خنگه؟من یا تو؟

بیبی:جونگ مین..من شهادت میدم که این خنگه...

جونگ مین:من از کی طرفداری کردم اون وقت؟؟؟؟فحشت بدم الان؟

بیبی:بی ادب خانومای محترم اینجان!

کیو:بس میکنین شماها؟؟؟

من:اگه اینا یه روز باهم جر بحث نکنن درجا میمیرن...

جنی:یورین کارت درستهه..

من:مرسی عزیزم..حالا که کارم تموم شد بریم؟من میخوام برم خرید..

هیون:اگه چند لحظه صبر کنین ما هم میایم باهاتون تا تنها نباشین..

جنی:اگه میخواین بیاین فقط واستون مشکل درست نمیشه؟

من:اره راس میگه..اگه بیاین دخترا بهتون حمله میکنن!!

کیو:حمله؟برا چی؟امضا؟

جونگ مین:چیه؟ حسودیتون میشه همه مارو دوس دارن؟؟؟

جنی:جونگ مییییین؟این چه حرفیه که میزنی؟

من:حالا کمتر واسه خودت نوشابه باز کن.. فقط سر درد میگیرم اون صدای جیغ هارو بشنوم...

یونگ سنگ:لباس مبدل میپوشیم میایم تا کسی ندونه..

جنی:اگه لباس مبدل میپوشین بیاین..

هیون:باشه..فقط به جای این همه حرف زدن بریم تمرین تا زود تمومش کنیم و بریم...

من و جنی بر گشتیم رو صندلی نشستیم و تا اومدن اونا صبر کردیم...

1 ساعت بعد تو ماشین...

یونگ سنگ:یورین ؟میخوای چی بخری؟

من:چند دست لباس میخوام...

کیو:ماشالله این خانوما که تا عمر دارن از خریدن لباس سیر نمیشن؟؟

جنی:انگار دل خوشی از دوس دختر قبلیت نداری؟

من:دوس دختر قبلی؟

یونگ سنگ:مگه خبر نداشتی؟آخه یکی از دلایله این که رفتیم دبی این بود که حالو هوای این عوض بشه...

من:نمی دونستم...متاسفم

خلاصه خرید کردیم و برگشتیم خونه..

دو روز بعد دوباره جنی اومد دیدنم..این دفعه بردمش تو اتاقم...

یه کم که گذشت ...

جنی:یورین؟دوس نداری کره ای یاد بگیری؟یا بری دانشگاه؟

من:کره ای رو دوس دارم یاد بگیرم ولی دانشگاهو نمیدونم چند سالمه و یا چقدر درس خوندم؟؟؟

جنی:خوب پس اگه بذاری با پسرا هماهنگ کنیم تا برات شناسنامه بگیریم...

من:شناسنامه؟مگه میدن الکی الکی؟

جنی:زنده باد پارتی بازی....

خندیدم و گفتم:خوب وقتی شناسنامه داشته باشم دیگه میتونم برم دانشگاه؟

جنی:تو کاریت نباشه..من کارا رو واست جور میکنم...

من:عزیزم مرسی که اینقدر به فکرمی...

محکم بغلش کردم....

جنی:خوب پس از فردا کلاست شروع میشه..فقط  دوس داری استاد بیاد خونه یا بری سر کلاس؟

من:دوس دارم برم...میخوام با محیط اطراف آشنا بشم...

جنی:هر طور مایلی عزیزم...

جنی رفت دنبال کارام و من هم کلاسمو شروع کردم...

تو کلاس ما یه دختر ترکیه ای به اسم نهال و یه دخترآمریکایی به اسم ماریا و 3تا پسر که یکیشون هندی و 2تای دیگه آمریکایی بودن .. هندیه شارا  و آمریکاییا هم یکی مایکل و یکی دنیل بودن...

هر روز 8 ساعت کلاس داشتیم..تو اون کلاس حسابی با بچه ها جور شدو بودم تا این که یه روز مایکل اومد پیشمو........

 

 

 

نظرررررررررررررر...............

 

 

 

 

 




طبقه بندی: عشق پاک،
[ چهارشنبه 13 مهر 1390 ] [ 10:45 ب.ظ ] [ flor ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلاااامممم....اینجا داستانستانه!!!
خوش اومدین امیدوارم خوش بگذره....نظرات و انتقادات و پیشنهادات هم پذیرفته میشود..
تو رو خدا بنظرین ... نمی بخشم کسیو که داستانمو بخونه و نظر نده....
گلبونتون برم من...
بخوشید
نویسندگان
نظر سنجی
??who's the Best female leader/بهترین لیدر دختر از نظر شما کیه؟؟











آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
چت باکس



فروش بک لینکطراحی سایتعکس